محمد الريشهري
49
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
وجود مقدّس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ، هر چه بر يكى از اين دو گذشته است ، بر ديگرى گذشته است و مهجوريت هر يك ، مهجوريت ديگرى است . « 1 » تاريخ سياسى اسلام ، بهروشنى اثبات مىكند همانطور كه پيامبر خدا پيشبينى نموده بود ، تحقّق احكام قرآن در جامعه ، بدون رهبرى سياسى اهل بيت ، امكانپذير نيست ؛ چرا كه جداسازى اهل بيت از قرآن با وجود اقامه حروف اين كتاب آسمانى ، زمينهساز تضييع حدود آن در جامعه اسلامى گرديد . « 2 » هفت . دلالت حديث ثقلين بر امامت امام مهدى يكى از روشنترين پيامهاى حديث ثقلين ، بقاى اهل بيت تا دامنه قيامت است ؛ زيرا اگر اهل بيت پيامبر صلى اللّه عليه و آله تا قيامتْ باقى نباشند ، توصيه به تمسّك به آنها تا قيامت ، بىمعناست . « 3 » براى توضيح اين پيام ، تبيين سه مسئله ضرورى است :
--> ( 1 ) . صحيفه امام : ج 21 ص 394 . ( 2 ) امام خمينى در وصيّتنامه سياسى الهى خود آورده است : خودخواهان و طاغوتيان ، قرآن كريم را وسيلهاى كردند براى حكومتهاى ضدّ قرآنى ، و مفسّران حقيقىِ قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله دريافت كرده بودند و نداى " إنّى تاركٌ فيكم الثقلين " در گوششان بود ، با بهانههاى مختلف و توطئههاى از پيش تعيين شده ، آنان را عقب زدند و با قرآن ، در حقيقت ، قرآن را كه با بشريت تا ورود به حوض ، بزرگترين دستور زندگانى مادّى معنوى بود و هست ، از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهى كه يكى از آرمانهاى اين كتاب مقدّس بوده و هست ، خطّ بطلان كشيدند ( صحيفه امام : ج 21 ص 394 ) . ( 3 ) در احاديث تشويق به تمسّك به اهل بيت ، اشارهاى است به اين نكته كه هر يك از اهل بيتِ شايسته تمسّك ، تا روز قيامت ، اين شايستگى را دارند ، همان گونه كه كتاب عزيز همچنين است . به همين جهت است كه اهل بيت ، مايه امان زمينياناند ، چنان كه خبرش مىآيد و گواه بر اين مطلب ، خبر گذشته است كه : " در هر نسلى از امّت من ، دادگرانى از اهل بيتم وجود دارند " تا آخر روايت . سپس شايستهترين كس از اهل بيت براى تمسّك ، امام آنان و دانشمندشان على بن ابى طالب كه خداوند ، او را بزرگ گرداند است ، به دليلى كه پيشتر گفتيم و به جهت دانش فراوان و دقّتهايش در [ فهم و ] استنباط . از همين روست كه ابو بكر گفت : " على ، عترت پيامبر خداست " ، يعنى [ جزو ] همانهايى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله به تمسّك به آنها تشويق كرده است . پس على را براى آنچه گفتيم ، ويژه گردانيد و براى همين ، در غدير خم ، او را برگزيد ( الصواعق المحرقه : ص 151 ) .